تبليغاتX
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه میرفت وصدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید دوستت دارم...
ღ•**•دختـــرپاییزی•**• ღ
 

عظمت عشق...

روزی روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند شادی ، غم ،

غرور ، عشق و ...

 

روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت پس همه ساکنین

 

جزیره قایق هایشان را مرمت نموده و جزیره را ترک کردند اما عشق مایل بود

 

تا آخرین لحظه باقی بماند چرا که او عاشق جزیره بود.

 

وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایقی با شکوه

 

جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت : آیا می توانم با تو همسفر

 

شوم؟ثروت گفت : خیر نمی توانی من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم

 

دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد .

 

پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست .

 

عشق گفت : لطفا کمک کن و مرا با خودت ببر .

 

غرور گفت : نمی توانم ، تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق مرا کثیف

 

میکنی .غم در نزدیکی عشق بود پس عشق به او گفت اجازه بده تا من با تو

 

بیایم . غم با صدایی حزن آلود گفت : آه عشق من خیلی ناراحتم و احتیاج 

 

دارم تا تنها باشم .پس عشق این بار به سراغ شادی رفت و او را صدا زد اما

 

او آنقدر غرق  در شادی و هیجان  بود که حتی صدای عشق را نشنید.

 

ناگهان صدایی مسن گفت : بیا عشق من تو را با خودم خواهم برد .

 

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام یاری گرش را

 

بپرسد و سریع خود را داخل قایق او انداخت و جزیره را ترک کرد وقتی به

 

خشکی رسیدندپیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد که چقدر به

 

پیرمرد بدهکار است چرا که او جان عشق را نجات داده بود .

 

عشق از علم پرسید :  او که بود ؟

 

علم پاسخ داد : او زمان است .

 

عشق گفت زمان ؟ اما چرا به من کمک کرد ؟

 

علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا تنها زمان  قادر به درک عظمت عشق

 

است .....

 




+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 21:42  توسط .::فریبا::.
 

درباره ی وبلاگ

logo

دختري هستم متولد فصل رنگها... دختري از فصل غروب عاشقان..زاده ي يك شب پاييزي ....جنس تنم از خاك باران خورده ي پاييز..پدرم خاك ومادرم باران........عاشق پاييزوصداي خش خش برگهاي پاييزي ....دختري تنها تنها تر از تك ماهي حوض خانه ي مادر بزرگم.........


فهرست
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
پيوندها
آبجی عاطفه
من و حلقه زندان آنلاین
شب تو
دنیای خواب
هر چی دل تنگت بخواد
دوستت دارم و تاوانش هر چه باشد
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
بچه یزدی
نسیم عشق در دل یک پروانه
وبلاگ هواداران بهرام رادان
کلبه ی تنهایی
اراجیف 3 تا دیوونه
دو عاشق یک دل
هر چی دلت می خواد بگو
همه کاره وهیچ کاره
دیوونه ی عشق
دختر پسرای جوون
دهکده ی غم
دنبالم نیا اسیر میشی
دردیست غیر مردن که آنرا دوا نباشد
آخرين عشق هميشه
عاشق شدن یعنی زندگی دوباره
بیقرار تو
تنهاااااا
بانو عسلی
عشق و نفرت
بیا وببین
عاشق گم شده
اس ام اس و عکسهای توپ
عشق و موندن
•*لبخند بهانه ایست برای زنده ماندن*•
•*•*•*••* طلوع دوباره•*•*•*•*
SmS 4 My Love
رقص چشات
•*..یزد پارتی..*•
.:::پسران آفتاب:::.
من به دنیا آمدم بی آنکه من باشم
لحظه های بی کسیم
*•*•*من و تو *•*•*عشقولانه
چکاوک خسته
(((زوزه ی باد)))
بیا تو تا جمعمون جمع بشه
*•*•کیشمیش خانومی*•*•*
دختر زمستانی
.::خدایی که شکست خورد::.
˙·▪•●ღآخـریـن نـفـسღ●•▪·˙
عاشق تنها
•*•*شیطونکا•*•*
رســـم زنــدگـــــی ( m_h )
آرش
الهام جونی
آبجی نازنینم

 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت

طراح قالب


RSS

:::منبع کد آهنگ:::